العلامة المجلسي (مترجم :عطاردى)

163

بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى)

و از هر چه انتظار خير ندارد اميد رسيدن به آن را ندارد ، در سختيها از كار شانه خالى نمىكند ، و در هنگام رسيدن به مال و منال و وسعت از حق بيرون نمىگردد و زياد خوشحال نمىشود . علم را با حلم به هم آميخته و عقل را با صبر توأم كرده است ، كسالت و تنبلى از وى دور است و همواره در حال نشاط مىباشد ، آرزوهايش نزديك و لغزشهايش اندك است ، پيوسته در انتظار مرگش هست ، قلب او خاشع و همواره در ياد خداوند مىباشد . نفسش قانع است و جهالت در او راه ندارد ، كارها را آسان مىگيرد ، و براى گناهانش محزون است ، شهوت و خاسته‌هايش مرده و خشمش را فرو مىبرد ، خلقش صاف و بىغش و همسايگان از وى در آسايش و راحتى زندگى مىكنند . تكبر و خود خواهى ندارد و از آنچه برايش مقدر شده راضى و قانع است ، با متانت صبر مىكند ، و كارهاى خود را استوار مىسازد ، و ياد خدا را زياد در دل دارد ، با دانش در اجتماعات شركت مىكند ، سكوت مىكند تا سالم بماند و سؤال مىنمايد تا بفهمد و تجارت مىكند تا سود ببرد . در كار خير سكوت نمىكند تا به آن افتخار كند ، و سخن نمىگويد تا بر ديگران گردن فرازى نمايد ، خود را به مشقت مىاندازد و ديگران از وى در آسايش هستند ، براى رسيدن به آخرت خود را به سختى مىاندازد و مردم را در آسايش نگه مىدارد ، اگر كسى به او تجاوزى بكند صبر مىنمايد تا خداوند از او يارى كند و اگر از گروهى دورى مىكند براى اينكه از اعمال و گفتار آنها راضى نيست . اگر به كسانى نزديك مىشود براى اين است كه به آنها محبت كند ، بخاطر تكبر و خود خواهى از ديگران دورى نمىكند و به جهت مكر و فريب و نيرنگ با مردم رفاقت ندارد ، او به گذشتگان اقتداء مىكند و به اهل خير خود را نزديك مىسازد ، و براى نيكوكاران بعد از خود راهنما مىگردد . راوى گويد : در اين هنگام همام فريادى كشيد و در دم جان سپرد ، امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : به خداوند سوگند من از اين جريان مىترسيدم مواعظ